برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
روزی به تمام این ها خواهم خندید
....
.
.
فقط خیلی دلم میخاست برم کربلا
از اون وقتاست که بعد از یه عالمه اصرار دیگه تریپ قهر بر میدارم و میگم مهم نیست...
ولی مگه میشه کربلا رو گفت مهم نیست
اون مهمه
مهمه
مهمه
مهمه
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
وای دارم دیووونه میشم
تمام لابلاس ها رو باهم قاطی کرده بودم
خداکنه ماتریس نیوفتم
خیلی نگرانم
این اخریش بود خیلی خسته شدم
شنبه دعوتیم تولد ماپده
خوابم میاد
دلم حالش خوب نیست
حدیثم رفت نهاوند
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
امروز حوصله ندارم نه مثل هر روز اما مثل خیلی از روزایی که حوصله نداشتم امروزم ندارم
سرکارم خستم
همش شبا میریم بیرون
دلم میخاد بخابم
برم استخر
به هیچ کاریم نمیرسم
خیلی احساس تنهایی میکنم
خیلی زیاد
انقدر که وقتی حوصله ندارم هیچکس و ندارم تا باهاش درد دل کنم
دلم میخاد تنها برم یه جاایی برا خودم بگردم
هوس شمال کردم
تنهایی اذیتم مییکنه خیلی .....
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
برچسب: بالاخره,
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
برچسب: میزنه؟؟,
نویسنده: ابوالفضل زارعیان
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیان